حميد احمدى
16
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
شائبههاى غيرالهى را از اعمال خود دور مىسازند . اما رهنمونى غيبى و دستگيرهاى الهى هرگز نبايد به گونهاى درك و تلقى گردد كه ابعاد زمينى و جوانب انسانى پديدههاى طبيعت و كنشهاى انسان ناديده گرفته شود . چنين درك نامتعادل - به ويژه در جايى كه پيشوايانى در كارند كه هر گام و اقدام آنها مبناى رفتار پيروان آنهاست - فقط خدمت به اهداف آنها نيست ، بلكه كوششى است آگاهانه يا ناآگاهانه براى نفى كردن مجاهدتهاى آنان از مضامين اثرگذار و معانى حركتآفرين و جهتدهنده قيامها ، تلاشها و حركتهايى كه نمىتوان از آن تفسيرى زمينى ، تكليفساز و مسئوليتآفرين به دست داد . بدين ترتيب اين حركتها به دفينههاى تاريخ و تاريكخانههاى خيال مىپيوندد و كاركردهاى آن حداكثر به ساحت ذهن محدود مىشود و راهى به واقعيتها و برون نمىيابد . ما به جاى اسطورهها ، نيازمند اسوههاييم ، از اين رو بايد به كنشها و واكنشهاى انسانى در رخدادها و حوادث حيات انسان توجه عقلانى كرد . از ديگر سو ، در ميان كسانى كه تفاسير اسطورهاى يا غيبى را پسنديده و به تفاسير مناسب با مذاق فقهى يا ذائقههاى بشرى روى آوردهاند ، برخى را مىبينيم كه به گونهاى ديگر ، يا از متن تاريخىِ وقايع پرفراز و فرود حيات امامان عليهم السلام دور شدهاند ، يا رسالت اصلى پيشوايان دين را ناديده گرفتهاند . مكاتب فكرى ، حكومتها ، احزاب و جنبشهايى كه بر مبناى دينى و معرفتى نيستند ، فراوان از اين دست تحليلها را مىآفرينند و دستاويز خود قرار مىدهند . از اين رو بايد دانست هر تبيينى كه از ساحتهاى حيات امامان به دست داده مىشود ، بايد از دو مؤلفهء شواهد كافى تاريخى و نيز همخوانى با فلسفه امامت و رسالت امامان شيعه برخوردار باشد . چرايى امامت و رسالت پيشوايان دينى و نيز تفكيك رسالتهاى اصلى و فرعى را مىتوان به دو شيوه به دست آورد : كندوكاو در منابع دينى و آثار كلامى - فلسفى و نيز تأمل در تحقيقهاى تاريخى مختلف امامت در دو قرن و نيم آغاز اسلام . هرگز نبايد دربارهء رفتارهاى پيشوايان معصوم داورىهايى كرد كه با مفاد و لوازم براهين قطعى امامت سازگار نباشد ؛ همچنانكه در شناخت رسالت اصلى پيشوايان دينى و آنچه قوامبخش و هويتدهندهء وجود و دوام امامت آنان است ، نمىتوان مثلًا ماجراى